فراق - ...‍ تا ملـکـــوت


+ فراق

دوشنبه 30 ارديبهشت 1387 ساعت 8:38 عصر

 

فاطمه جان! چطور بگويم؟
فراق تو سخت است، سخت ترين است، تاب آوردني نيست.تحمل کردني نيست.
کارم شده است گريه حسرت آميز و شيون حزن انگيز،
گريه براي دوستي که خود به بهترين راه پا گذاشت و مرا تنها گذاشت.

اي اشک هميشه ببار !
اي چشم هماره همراهي کن
که غم از دست دادن دوست،
غم جاودانه است.
دوستي که هيچ کس جاي او را در قلبم
پر نمي کند، ياري که هيچ ديِِّاري به قدر او
عشقم را معطوف خود نمي کند،
ياري که از پيش چشم و کنار جسم
رفته است اما از درون قلبم هرگز.

فاطمه جان ! عزيز دلم !
چه سود که در کنار قبر تو نازنين بايستم،
به تو سلام کنم و با تو سخن بگويم وقتي پاسخي از تو مي شنوم. چه شده است ترا فاطمه جان
که پاسخ نمي دهي ؟ آيا سنت دوستي را فراموش کرده اي ؟


 فاطمه جان ! کاش علي را غريب و خسته و تنها، رها نکردي   
_ برگرفته از کتاب کشتي پهلو گرفته



+ ايام شهادت بانوي دوعالم تسليت باد ...


 التماس دعا داريم


نوشته شده توسط : مشکات

نظرات ديگران [ نظر]