نویسنده: مشکات
یکشنبه 9/4/1387 ساعت 8:14 عصر
گفتند منتظر باش! گفتیم چشم! گفتند پیرو باش!
گفتیم چشم! گفتند عاشق باش! گفتیم چشم! گفتند ...، چه چشم هایی! کدام منتظر ؟
کدام پیرو ؟ و کدام عاشق مخلص و ...؟ بی پرده بگویم ؛
منتظر بودن تنها ظاهر ماست و انتظار امام امری است عجیب برای ما !
شاید کتمان کنی ! اما نگاهی به زندگی ات بینداز آنوقت انکار کن !
مثال تکراری مهمان آمدن را دیگر نمی زنم ...! فکر کن بهترین فرد زندگی ات چند وقتی از تو دور است
و تو هر لحظه که بتوانی به او زنگ میزنی و احوال می پرسی و هی و هی می گویی :
" کی میای؟ دلم برات تنگ شده !... " .
چند ماه یکبار، چند هفته یکبار یا چند روز یکبار به سراغش میروی و التماس مولایت میکنی؟
و می گویی : " کی می آیی؟ دلتنگ توام ؟!! " هرروز را گفته ای؟!

آری؛ این است وفای من و توی شیعه ی ظاهراً منتظر. همین جا کلاهت را قاضی کن ! بعضی ها فکر می کنند اگر هرروز دعای فرج بخوانند ، منتظرند ! این چه دعای فرجی است که از اعماق جان و سوز درون و اشک اخلاص نیست ؟!!
باور کن اگر من و تویی که گاه ندبه خوانش می شویم و گاه فرجش را می خواهیم ، با اخلاص و با التماس بخواهیم ، دعامان مستجاب خواهد شد !
می دانی مشکل کجاست؟ هنوز نرسیده ایم ، که نیست ! که جایش خالیست ! نرسیده ایم به نرسیدن ها !
نیاز را نمی دانیم ! آب می خوریم و می گوییم تشنه ایم !!
باران را می بینیم و ابر می خواهیم ! نیاز اصلی جای دیگری است ،
بی آنکه به آن بیندیشیم . اینجاست که ضعف شناخت ما جلوه می کند ...
می دانم که می دانی ،
اما " هرکه بمیرد در حالیکه امام زمانش را نمی شناسد، به مرگ جاهلیت مُرده است. "
این یعنی ، خسر الدنیا الدنیا و الآخره ! زیان دنیا و آخرت ... ،
بیکار بنشینیم مرگ هم فرا می رسد و ما همچنان طلب آب می کنیم ...!!
نویسنده: مشکات
جمعه 24/3/1387 ساعت 8:47 عصر
سلام
چند روزی وقتی برای سر و سامون دادن اینجا ندارم ...
ان شاالله سر فرصت بهش خواهم رسید!
شاید تا 14 روز دیگه
از دوستانی که خبر دادن و سری بهشون نزدم هم عذر میخوام
اگر وقتی رسید حتما جبران میکنیم
التماس دعا داریم مثل همیشه
نویسنده: مشکات
دوشنبه 30/2/1387 ساعت 8:38 عصر
فاطمه جان! چطور بگویم؟
فراق تو سخت است، سخت ترین است، تاب آوردنی نیست.تحمل کردنی نیست.
کارم شده است گریه حسرت آمیز و شیون حزن انگیز،
گریه برای دوستی که خود به بهترین راه پا گذاشت و مرا تنها گذاشت.
ای اشک همیشه ببار !
ای چشم هماره همراهی کن
که غم از دست دادن دوست،
غم جاودانه است.
دوستی که هیچ کس جای او را در قلبم
پر نمی کند، یاری که هیچ دیِِّاری به قدر او
عشقم را معطوف خود نمی کند،
یاری که از پیش چشم و کنار جسم
رفته است اما از درون قلبم هرگز.
فاطمه جان ! عزیز دلم !
چه سود که در کنار قبر تو نازنین بایستم،
به تو سلام کنم و با تو سخن بگویم وقتی پاسخی از تو می شنوم. چه شده است ترا فاطمه جان
که پاسخ نمی دهی ؟ آیا سنت دوستی را فراموش کرده ای ؟
فاطمه جان ! کاش علی را غریب و خسته و تنها، رها نکردی
_ برگرفته از کتاب کشتی پهلو گرفته
+ ایام شهادت بانوی دوعالم تسلیت باد ...
التماس دعا داریم
نویسنده: مشکات
شنبه 24/1/1387 ساعت 10:10 عصر
گوشها تیز! چشمها را باز تر کن!
نظاره کن چگونه مظلوم آرام می میرد ، بی هیچ صدایی
و ظالم فریاد می کند ، با طلبکاری!
مقصر کیست؟! دشمن؟ کفر؟ ...
و تو چرا هیچ نمی گویی؟می گفتند، مسلمانی!
مگر نه اینکه اگر
مسلمانی طلب یاری مسلمانی را بشنود و به یاریش نشتابد، مسلمان نیست!!؟
اقلاً آهی بکش، شاید این حکم از گردنت ساقط شد ...

اگر در نگاهت آنها خود مقصرند و تو هیچ وظیفه ای در قبالشان نداری،
بدان در قرآنت (که قرار است روزی بخوانی!) اینطور آمده:
"
و لا تکونوا کالذین تفرقوا واختلفوا من بعد ما جاءهم البینات و اولئک لهم عذاب عظیم " _سوره آل عمران آیه 105
"و شما مسلمانان مانند مللی نباشید که پس از آنکه آیات روشن برای (هدایت) آنها آمد راه تفرقه و اختلاف پیمودند،که البته برای آنها عذاب بزرگ خواهد بود"
اصلا همه به کنار! چرا در مقابل اهانتهایی که به رهبر دینت، آورنده ی قرآنت شده، بی تفاوتی؟
لا اقل اینجا را مسلمانی کن!!
یک جمله و تمام : سکوت هر مســــــــلمان ، خیانت است به قـــــــــــرآن
نویسنده: مشکات
یکشنبه 4/1/1387 ساعت 10:37 عصر
بهار از راه رسید و دلها رو سر سبز کرد 
اگر نگاهی به دور و برت بندازی
متوجه یکی از زیباترین آیه های خلقت میشی
یخرج الحی من المیت
بهار امسال با باقی بهارها یه فرقی داره
اونم تلاقی میلاد دو نور با این ایامه
ولادت پیامبر مهربانی ها حضرت محمد (ص)
و امام جعفر صادق (ع) رئیس مذهب تشیع
ولی اگر بیشتر دقت کنی یه غمی آزارت میده
چشمهات قادر به دیدن
زیباترین و برترین و بهترین آدم روی زمین
نیست!
باید دعا کرد تا هر چه زودتر بهارمون بهاری بشه !!
چقدر خوندن دعای عهد توی این حال و هوا دلنشینه
اللهم ارنی الطلعه الرشیده و الغره الحمیده واکحل ناظری بنظره منی الیه و عجل فرجه و سهل مخرجه
و اوسع منهجه واسلک بی محجته و انفذ امره واشدد ازره ..
اگر از اعماق درون دعا کنی، مستجاب خواهد شد . بسم الله ...
---- عذر تقصیر به خاطر قصور در بروز رسانی!
نویسنده: مشکات
دوشنبه 15/11/1386 ساعت 12:38 صبح
یکی از وبلاگ نویسان دعوت کردند به نوشتن درباره ی اینکه
"از کدوم داستان کربلا بیشتر پند میگیرید؟" ،ما هم این دعوت رو لبیک میگیم.
توی داستان کربلا چیزی که کم نیست پندهای زیر و رو کنه. پندهای کافر مسلمان کن!!! که همشون پربارن.
اما دو تا حرف عاشقانه از قول دو پاک سرشت ، از همه ی حرفها توی اون حادثه ی عظیم بیشتر دلمو زیر و رو میکنه. خیلی هم برای اهل دل آشناست.
اولیش مربوط به زمانیه که امام حسین (ع) پسرش علی اصغر رو بالای دست گرفت برای گرفتن جرعه ای آب، که دریغ شد!! بعد از اینکه تیر حرمله به گلوی علی اصغر اصابت کرد، حضرت دستش رو زیر گلوی پسرش گرفت تا اینکه از خون پر شد و اون خون رو به آسمون پاشید و فرمود:
"همه ی این مصایب بر من آسان است، زیرا خداوند می بیند"
__ هَونٌ علیّ ما نزل بی ،اَنّه بعین الله __
اما دومیش مربوط به وقتییه که ماجرای عاشورا تموم شده، ابن زیاد در قصرش از حضرت زینب (س) سوالی کرد به این ترتیب :کار خدا را با برادرت و اهل بیت خود چگونه دیدی؟! خانوم فرمودن:
"چیزی جز خوبی و زیبایی ندیدم. اینان گروهی بودند که خداوند شهادت را برایشان تقدیر کرده بود، پس آنها بسوی جایگاه ابدی خویش شتافته و جای گرفتند، و به زودی خداوند بین تو و ایشان داوری خواهد کرد تا تو را محاکمه کند، بنگر تا در آن محاکمه پیروزی از آن که خواهد بود؟! ای پسر مرجانه! مادرت به عزایت بنشیند"
__ ما رأیتُ الا جمیلاً ... __
نکته ی لطیف این دو در عشقبازی بنده با خالقشه ...
در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار / کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش
پیش چشم تو بمــــیرم که بدان بیماری / می کند درد مــــرا از رخ زیبای تو خوش
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک
اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله
اللهم العنهم جمیعاً
نویسنده: مشکات
چهارشنبه 19/10/1386 ساعت 8:33 عصر
آقا جان! می گفتند اگر چهل منتظر برای ظهورت دعا کنند،خواهی آمد!
چه غریب است وقتی چهل یار هم تو را نمی خواهند..!
خیلی ها از دوری ات ناله سر دهند و گریبان چاک کنند و ادعا ، که ما منتظریم!
پس کو نشانشان؟!!!
بس نیست؟این همه واگویه های به ظاهر عاشقانه و در باطن ریا مسلکانه ...
آیة الله بهاء الدینی می فرمودند : " بدانید ما یک مهمان بسیار عزیزی داریم، این مهمان عزیز فرودگاه و منزلگاهش قلب ما، جان ما و دل ماست، حواستان باشد. کاری نکنید که آزرده اش کنید و از قلب و جان و دل شما بیرون برود. فرمودند: اسمش را هرچه می خواهی بگذار، که بنده این گونه بهره بردم که این مهمان عزیز امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) می باشد. "
مولای من! 
می بینی چگونه تو را در دل جای داده ایم؟
و چطور تو را پذیرا شدیم؟
شاید تنها وقتی که به بن بست می رسیم
می گوییم... کجایی آقا ؟!
شخصی می گفت :
آیا می توانم با حضرت ربط پیدا کنم؟ گفتند : بله .
خود شما فرموده بودی: می توانی!!
آن فرد همان سید بحر العلوم بود .اما چرا شد بحر العلوم؟
در جواب ، به میرزای قمی گفته بودند: در جواب سوال تو چه بگویم؟
در حالیکه امام زمان (علیه السلام) یک روز مرا بغل کرد و چنان فشار داد که علوم اولین و آخرین را به من آموخت.چیزهایی که با خواندن به سینه ی انسان نمی آید ...
"إقرا کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا"
"کتابت را بخوان،
کافی است که امروز خود حسابگر خویش باشی _ سوره اسرا آیه 14"
گفته اند: غیبة منا ، ما باعث شدیم تا امام زمان از ما دور باشد. ما از او دوریم وگرنه او از قلب ما هم به ما نزدیکتر است.
مولا جان!
هر چه بر سرمان آمده از اعمالمان بوده ، خودت توجهی ترحمی و عنایتی کن
تا آنی باشیم که دعایمان در حقت گیرا باشد! ..
عزیز زهرا!
آوای محرم و عاشورا به گوش میرسد. در عزای جدت سیاه پوش می شویم و در مصیبتش سوگوار .می دانیم که ناله های ما به فغان های تو نخواهد رسید. تو از جان می گریی و با وجودت آن زخمها را احساس می کنی.
صبوری زینب (س) تو را صبور کرد و پایداری برادرش حسین (ع) تو را پایدار.تو می دانی تفسیر "کهیعص" را ، و در حقش گریانی .و این تویی که در انتظار روزی هستی که پاسخ دهی ندای
أین الطالب بدم المقتول بکربلا را. جز تو که می تواند در این زمانه ،
صبوری کند و پایدار بماند ؟حقا که جدت حسین (ع) 
و عمه ات زینب (س) است.
خودت فرموده ای :
"همانا من دعاگوی هر مومنی هستم که
مصیبت جد شهیدم را یادآوری کند
و آنگاه برای تعجیل فرج و تأیید من دعا نماید"
مولا جان!
دعا گویت هستیم ،ما را دعا بفرما.
نویسنده: مشکات
شنبه 8/10/1386 ساعت 3:5 عصر

میگن عید غدیر عید ولایته
و میگن این عید مخصوص شیعه هاس
حتما شنیدین ولی محض تذکر میگم: نماز کسیکه بی ولایت باشه مقبول نیست
اینکه نماز چند نفر مقبول میشه رو خدا بهتر میدونه!
ولایتی یعنی مطیع و محب!
یعنی کسیکه تسلیم کامله!
اولین هایی که جانشین و برادر شدنِ
مولای متقیان رو بهشون تبریک گفتن همونها بودن که مسبب آزار زهرای پیامبر (ص) و خانه نشینی مولا علی (ع) شدن
دعا کنیم که از اون اولین ها نباشیم...
عید ولایتی ها مبارک !!!
ناد علیا مظهر العجائب
تجده عونا لک فی النوائب کل هم و غم سینجلی
بعظمتک یا الله بنبوتک یا محمد
بولایتک یا علی
نویسنده: مشکات
پنجشنبه 29/9/1386 ساعت 7:40 صبح
از ابتدای ماه ذی الحجه تا عید قربان زمان خوبی برای رسیدن به توحید واقعیه! کلمه ای که خیلی ها زباناً اون رو بلدن نه عملاً ! اینکه واقعا به لا اله الا الله ایمان داریم مسئله ایه که بیشتر باید در اعمالمون پیداش کنیم. یه امتحان کوچیک کافیه تا به این مهم برسیم.(فکر کنم مطالب پست فاذکرونی اذکرکم امتحان خوبی باشه!) اگر بخوایم به توحید عملی که امام حسین (ع) کلاسش رو در عرفات به ظهور رسوندن برسیم باید قدری خودمون رو از این بند و زنجیرهای دنیوی کوتاه کنیم و لااقل یک دور با معرفت دعای عرفه رو بخونیم.
پیامبران ما از جمله حضرت آدم (ع) و حضرت ابراهیم (ع) و پیامبر خاتم (ص) در سرزمین عرفات ماجراها داشتن … ،
همینطور امام حسین (ع) که با دعای عرفه رنگ و بوی دیگه ای به عرفات دادن. مقایسه ای که امام در این دعا می کنن ،جالب توجهه.
اول نعمات و بزرگیه خدا رو نام می برن و حمد اونهارو می گن و بعد از اون بدیها و زشتیهای نفس آدمی رو عنوان می کنن و طلب مغفرت از اونها :
یا مولایَ ، أنت الذی مننتَ ، أنت الذی أنعمتَ ، أنت الذی أحسنتَ …
تبارکتَ و تعالیتَ فلک الحمد دائماً و لک الشکر واصباً ابداً
ثم أنا یا الهی المعترف بذنوبی ،فاغفرهالی ،أنا الذی أخطاتُ ،أنا الذی هممتُ ،أنا الذی اعترفتُ بنعمتک علی و عندی و اَبوءُ بذنوبی ،فاغفرهالی
قشنگیش اینجاست که امام حسین (ع) با اون معصومیت خاصه شون این دعا رو خوندن و چه عارفانه گریه می کردن . این هم درسی برای ماست که قدری در الگوی خودمون دقیق شیم ،شاید خوب بندگی نکردیم که به این درجه نرسیدیم تا اگر خوب هم شدیم عارفانه و عاشقانه برای خدا اشک بریزیم و استغفار کنیم و خودمون رو از عدالت الهی به دور ندونیم که شاید ما هم … .
ممکنه تا به حال پیش اومده که گناهی کنیم با علم به اون! و شرم، اجازه ی استغفار طلبیدن رو هم از ما بگیره !! حضرت همین حال رو در دعا توصیف کردن : الهی اَمَرتنی فعصیتک …
خداوندا ! تو مرا به نیکی فرمان دادی و من نافرمانی کردم. و تو مرا از بدیها نهی کردی و من مرتکب منهیات شدم. اکنون نه بهانه ای دارم تا از آنچه رفته معذرت خواهم و نه پشتیباتی تا از او یاری جویم ، نمیدانم چگونه با چه وسیله ای روی به تو آورم ای مولای من.
بعد از اظهار شرمندگی و تهلیل و تسبیح و ثنای خداوند، حضرت اینطور دعا می کنن : و أتمم علینا نعمک و أسعدنا بطاعتک و بهترین عطایا ،گسترش رحمت خدا ، علم و توانایی و رأفت الهی و … رو از خداوند تقاضا می کنن.
تا اینکه فراز آخر دعا رو با چشمانی غرق اشک و با صدایی بلند در حالیکه سر به آسمان گذاشتن می خونن :
یا أسمع السامعین یا ابصر الناظرین یا … 
لااله الا انت! وحدک لا شریک لک ،
لک الملک و لک الحمد و أنت علی کل شی قدیر یارب یارب یارب
در حالیکه حضرت یارب رو تکرار می کردن ،
شاگردان آمین می گفتن و اشک می ریختن … .
این عرفات مزین به حضور سیداالشهدا شد
و حالا عرفات سرزمینی شده که به قدوم مطهر امام منتظران متبرک می شه .
و این حضور معنویتی دو چندان به اون فضا و مکان می بخشه
چون زمزمه های مولا در عرفات پیچیده میشه ..
اما همه و همه ی اینها رسم بندگی و عبودیته.
تا روز عید قربان ، نفسِ سرکش قربانی بشه!
کاش عرفه ای بخونیم که در روز عید ، قربانیه بابِ طبعی به قربانگاه بکشونیم !!! …
مخلص کلام اینکه، عید عارفان، عید قربان مبارک
نویسنده: مشکات
یکشنبه 11/9/1386 ساعت 12:0 صبح
تا به حال به داشته های خودمون فکر کردیم؟
قدر اونها رو دونستیم؟ شکرش رو به جا اوردیم؟
فراموش شده ترین نعمتی که داریم سلامتیه که تا خدشه ای در اون بوجود نیاد قدرش رو نخواهیم دونست! نعمت دیگه، وجود افرادیه که باعث شدن ما تا اینجا برسیم. از پدر و مادر گرفته تا استاد و معلم و دوست و ... که اصولا اونطور که باید قدردانی نمی شن. بعد از اون هم کار و شغلیه که الان داریم و گاهی فراموش می کنیم که نسبت به کارمون وظایفی هم داریم .
از همه بالاتر خدایی داریم که هیچ کس جز خودش نمی دونه چه نعمت بزرگیه ...
حتما شنیدین که : من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق
هرکه مخلوق (خدا را ) شکر نکند ، خالق را شکر نکرده
و اینکه شکر هر نعمتی به بهتر استفاده کردن و تلف نکردنشه! پس لااقل اگر قراره خدا رو شکر کنیم باید از مخلوقش هم تشکر کنیم و از نعمتهایی که داریم به درستی استفاده کنیم تا مشمول ناشکر ها قرار نگیریم!
بد نیس کمی به نعمت وجود خدا عمیق تر فکر کنیم.
اگر نبود؟... اگر برای ما نبود؟... اگر توی سختیها، گرفتاریها، شادیها ،خنده ها نبود؟
احساس پوچی، پوچی محض به آدم دست میداد. کسی رو داریم که از هر چی نیازه بی نیازه ! و هر نعمتی که داریم مال خودشه و تا نخواد هیچ کسی نمی تونه اون نعمت رو از ما بگیره
" ما یفتح الله للناس من رحمة فلا ممسک لها و ما یمسک فلا مرسل له من بعده و هو العزیز الحکیم _سوره ی فاطر 2 "
" هر رحمتی را خدا به روی مردم گشاید کسی نمی تواند جلو آن را بگیرد، و هر چه را امساک (نزد خود نگه دارد) کند، کسی غیر از او قادر به فرستادن آن نیست و او عزیز و حکیم است. "
کسی رو داریم که قدرت اول و آخره! و بهترین و بهترین ها رو با وجودش میشه بدست اورد، اگر بزرگیش رو در ک کنیم نعمت وجودش رو از یاد نبریم!!! ابی عمر مدائنی از امام صادق (ع) روایت کند که فرمود : پدرم امام باقر (ع) می فرمود :
به راستی که خداوند حکم و قضای حتمی اش بر این قرار گرفته که نعمتی را به بنده ای نبخشد و سپس آن را از او بگیرد [بلکه اگر نعمتی را به او بخشید آن را از وی سلب نمی کند] مگر اینکه آن بنده گناهی کند و در نتیجه سزاوار خشم الهی گردد [پس در واقع خود ِ بنده با گناهش نعمت را از خود سلب می کند].
باید مراقب کارهامون باشیم تا مبادا نعمتی ازمون گرفته شه خصوصا وجود خدا ... چون از همه بهتر و بالاتره
امام باقر (ع) فرمود : رسول خدا (ص) فرمود : خداوند جل جلاله می فرماید : هر بنده ای که از من فرمان برَد او را به غیر خودم وا نمی گذارم و هر بنده ای که نا فرمانی ام کند او را به خودش وا می گذارم سپس باکی ندارم که در کجا به هلاکت برسد!
بالاتر از گفته ی یک معصوم ،که فراق و جدایی از خدا از عذابش درد آورتره؟
نجواهای عاشقانه ی امام علی (ع) توی دعای کمیل بن زیاد
... صبرت علی عذابک فکیف أصبر علی فراقک ؟...
نویسنده: مشکات
دوشنبه 21/8/1386 ساعت 8:27 عصر
می گویند
مزارش تجلیگاه مزار فاطمه(س) است
همان که قبرش هماره مخفی بوده
و هست
.
.
.
چه برتر از آنکه ششمین امام
حرمش را و
حرم پسرش را
حرم او خوانده ...
.
.
.
ولادتش مبارک!
نویسنده: مشکات
شنبه 5/8/1386 ساعت 9:26 عصر
چند صباحی است که سخت دلم هوای تو را کرده، می دانی چرا؟
بس که از خویش دورم و از تو دورتر ...
گاهم بی تو هیچ است و دلم بی تو پوچ!
سریعتر از آنکه بیاندیشی غرق می شوم در نیستی.
صبح ، ظهر و شام ها می گذرند و هنوز در پی همان کوچه ی اول وامانده ام.
مولا نمی دانم چقدر تاب دیدن گناهانم را داری ولی شنیده ام برای هر گناهم اشک می ریزی. بماند که چقدرها هستند که برایشان دلسوز می شوی ، بی آنکه بدانند.لحظه های بی تو بودن خیلی زود از یاد می روند و نفس های در تو بودن دل را می شکفد. سالهاست که در نبودت جمعه ها را آذین می بندند و فرشی قرمز پهن می کنند، تا شاید تو بیایی
اما نفهمیدند که ظاهر می آرایند و باطن رها می کنند.
آقا جان! دلم را تکه تکه کردند آنوقت که فهمیدم در مکاشفه ای که حاج محمد جعفر جوادی تو را غمگین دید و علت را پرسید ، فرمودی : "دلم خون است! دلم خون است! " مولا جان! خودم هم میدانم که عضو کوچک خیل به ظاهر شیعه و منتظرت هستم که ذره ای تو را در دل نیافتم.چون انتظارت را تنها در دعاهای وارده، خلاصه کردم. عهد ، ندبه ، ... و دیگرش را ندیدم!!
دریـــا حریف نیست که پـــاکم کند مـگر 
مولا به خاک کوی خود از لطف شویدم
یابن الحسن! مرا ببین که چشم در راهت، نگران می ایستم و افسوس میخورم از آنچه در حقت نکردم... آهم ببین که بی تو بودن را عادتی ساختم و دعای فرج خواندن را ورد زبان! خویشم بستان و مرا در خودت گم کن،شاید خودم را پیدا کردم و تو را نظاره گر شدم و روز آمدنت گلبرگی از گلستان یارانت شدم ! می گفتند شب جمعه ای خواهد آمد که صبر لبریز خواهی کرد...
همانطور که جد بزرگوارت امام صادق (ع) فرمودند، در مسجد کوفه بعد از نماز مغرب و عشایت سجده ای می کنی تا طلوع فجر، نالان به ذکر :
أمن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء
همان که صبح رسد، جبرئیل ندا میدهد، برخــــیز!به کنار کعبه میروی. پشت به آن و رو به مردم! فقط یک جمله می گویی،که دل را حیرانت میکند.
تنها همین: ألا یا أهل العالم أنا المهدی!
نویسنده: مشکات
دوشنبه 23/7/1386 ساعت 9:56 عصر
روزهای قشنگ ماه رمضان مثل باد گذشتن و... .
طاعات و عبادات همگی مقبول.نمی دونم تونستین اونی بشین که می خواستین یا نه،
اما شک نکنین که اگه براش مایه بذارین نتیجه ش رو می بینین. چه توی ماه رمضان و چه همین حالا.اشتباهی که بعضی بعد ماه رمضان میکنن اینه که همه ی تقرّبی که با اعمال و رفتار خوبشون پیش خدا پیدا کردن رو با کنار گذاشتن درستیها از بین میبرن.قرآن میره توی کتابخونه! روحیات معنوی خاک میخوره! گوش و چشمها هم به روی حرامها بــــازِ بــــاز میشه!!! نشیم جزو اونایی که تو قرآن به نام فراموش شده ها ازشون یاد شده... سوره ی حشر آیه ی19:"و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون" ، " و نباشید مانند کسانیکه به کلی خدا را از یاد بردند ، خدا هم نفوس آنها را از یادشان برد ، آنان به حقیقت بدکاران عالمند" حواسمونو جمع کنیم.حیف نیس بعد 30 روز نزدیکی بهش، همه چیز رو فراموش کنیم؟
این هم چند خطی از آسمان ...
زیبایی ها را در مادیات خلاصه نکن،
زندگی قشنگی هایی دارد فرای آنچه تو فکر میکنی...
زمزمه های شبانه ی ستاره ها را شنیده ای،
که در پس ابرها نجوا میکنند و اشک می ریزند؟
میدانی چه می گویند؟ چه زمزمه میکنند؟
اگر میدانستی هماره آرزو میکردی که کاش همیشه شب بود و سکوت!
و تو هم با آنها هم آوا میشدی. در پس ابرهای تاریک، با نور سفیدشان سجاده ای پهن می کنند به وسعت خورشید و آرام آرام ذکر میگویند ، و شکر، که پنهانند از دید من و تو ...
اشکهایشان را تو به مثال بارانی می بینی نمناک، که از سوی آسمان به روی صورتت می غلتند.
اما حیف که غافلی از اسرار غیب... . آن اشکها بوی تازگی میدهند، میدانی چرا؟
آخر از روی لبهایی گذشته اند که عاشقانه خدا را می ستود و می گفت :
سبوح قدوس ربنا و رب الملائکه و الروح !
نویسنده: مشکات
شنبه 17/6/1386 ساعت 1:49 عصر
آخرین روزهای ماه شعبان رو پشت سر میذاریم، کم کم عطر ماه رمضان هم مشامها رو می نوازه! در روایتی از امیرالمومنین نقل شده که فرمودن : " نگوئید "رمضان" ، زیرا شما نمی دانید که رمضان چیست! و هرکس چنین گوید ، باید تصدّق بدهد و به کفاره ی آن ، روزه بگیرد ولکن بگوئید "ماه رمضان" همچنان که خدای تعالی فرمود "شهر رمضان" "
می دونین که ماه رمضان به ماه میهمانی خدا معروفه.تا حالا به اینکه چرا خدا گرسنگی رو برای پذیرایی از مهمونهاش انتخاب کرده ، فکر کردین؟ بزرگان میگن نعمتی بهتر و بالاتر از نعمت معرفت و قرب و لقاء نیست و گرسنگی از نزدیک ترین اسباب اونهاست.

روزه تکلــــیف نیست، تشـــریفی است که باعث شکرگزاری ماست و خدا با واجب کردنش منتّی بر ما گذاشته تا به "دار وصال" برسیم و از اون لذت ببریم! بعضی ها تا به این ماه نزدیک میشن کلی ذوق میکنن که میتونن یه جورایی خودشون رو با خدا گره بزنن!
اما یه سری هم هستن که... ، شاید به نظرشون نخوردن، بلای جونشون میشه!!! در جواب اونها بهتره اینطور بگم که ، پیامبر (ص) فرمودن :
" آسانترین چیزی که خدا بر روزه دار واجب ساخته است، خوردن و نیاشامیدن است. "
اصلِ کاری همون گناه نکردنه!اگر حقیقت روزه رو بدونیم و درجات و حکمت واجب شدنش رو بشناسیم ، به ناچار! از هر نافرمانی و ارتکاب حرامی دوری می کنیم تا حتما روزمون قبول باشه وگرنه باید مواخذه شیم! چون طبق اخبار و مستندات غیبت، دروغ، دشنام، ظلم، نگاه پس از نگاه به نامحرم و... هر گناه دیگه ای سبب باطل شدن روزه میشه.
در روایات خیلی به نماز شب خوندن تاکید شده ، و اینکه اگر میتونین هرشب رو نماز شب بخونین، نمی تونین هفته ای یکبار، یا نه ماهی یکبار و لااقل در عمرتون یکبار نماز شب بخونین که خیلی هم ثواب داره ...
" ومن اللیل فتهجد به نافله لک عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا "
" و پاسی از شب را زنده بدار که نافله ای مخصوص تو است،که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند _ سوره اسرا آیه ی 79 "
و در آیات 2 تا 6 سوره ی مزمل :

"شب را جز اندکی، (به عبادت) برخیز 2 /
نیمی از آن را ، یا اندکی از آن بکاه 3 /
یا بر آن (نیمه) بیفزای و قرآن را شمرده و با تأمل بخوان 4 /
همانا ما به زودی بر تو گفتاری گران القا خواهیم کرد 5 /
مسلماً پدیده ی شب (خیزی) دارای استحکام بیشتر
و ذکر و قرائت (در آن) استوارتر است 6 /"
همینطور خیلی امر به تلاوت قرآن شده خصوصا با تدبّر در اون!( در مورد چطور قرآن خوندن هم توی وبلاگ قبلیم یه حرفایی زدم، که اینجا از اونها صرف نظر میکنم، فقط این رو بگم که روی هر آیه ای که می خونین، فکر کنین و سر سری از سوره ها نگذرین که علت اصلی ثواب تلاوت قرآن تفکر در آیاته نه روخوانی صِرف! ) در این ماه عزیز حتما ساعاتی رو باید برای سحری بیدار بمونیم، بهتره این ساعات رو غنیمت بدونیم و به سفارشات ائمه عمل کنیم! تو همین لحظاته که خدا بیشتر منتظر ماست!
در ضمن دعا فراموشتون نشه...
نویسنده: مشکات
دوشنبه 29/5/1386 ساعت 10:9 عصر
حتما تا حالا شده که توی زندگی یکی رو بیشتر از بقیه دوست داشته باشین.
هر کاری بخواد براش انجام بدین بی هیچ چشم داشتی. وقتی که پیشتون نیست، به یادش باشین و گاهی در فراقش اشک بریزین. هر جایی رفتین فقط و فقط از اون تعریف کنین.
برای حرف زدن باهاش لحظه شماری کنین و اگه باهاش هم کلام شدین مثل آدمی که بعد یه تشنگی زیاد به آب رسیده باشه، سیراب سیراب شین... اگه یه روز در کنارتون باشه کاری کنین که اون دوست داره و براش قشنگ ترین حرفها رو بزنین و اگر احیاناً ازتون رنجید از دلش در بیارین.
همیشه دنبال فرصتی بگردین که باهاش خلوت کنین و اگه حرف از وصالش بشه یه جورایی بال در بیارین!!! اگر ازش خواسته ای داشتین و نشد که عملیش کنه بگین "خب، اشکالی نداره !" و چون دوستش دارین، شکوه و شکایتی هم نکنین.
اگر بهتون هدیه ای داد رو تخم چشماتون بذارین و مراقبش باشین ... ! و قدری بیش از اونکه اون دوستتون داره دوستش داشته باشین ! شاید بعضی از اینها کمی غیر قابل تصور باشه اما اگر عاشق باشین، شدنیه!
خب حالا یه مقایسه ی کوچولو کنیم بین عشق زمینی و عشق آسمونی!
همه مون به طور قطع خدا رو دوست داریم و گاهی لاف عشقش رو هم می زنیم ! اما واقعا اینطوریه؟
هر کاری بخواد براش می کنیم؟بی چون و چرا؟!! از دوریش شب و روز نمی شناسیم و بخاطرش گریه می کنیم؟! همیشه به یادش هستیم؟ همه جا ازش تعریف میکنیم؟! برای حرف زدن باهاش بال بال می زنیم؟!!! برای چند دقیقه نماز خوندن، تمام حواسمونو جمع می کنیم تا به نحو احسن انجامش بدیم؟!
حرفهای قشنگ براش می زنیم؟ دوست داریم باهاش خلوت کنیم؟! شبی، نصفه شبی از خوابمون می زنیم تا باهاش درد دل کنیم؟اگه یه روز حرف از وصالش شد و رفتن به پیشش (یعنی مـــــرگ)، بال در میاریم؟ یا از ترس زهر ترک میشیم؟!!
از هدیه هاش مراقبت می کنیم ؟ چشم ! گوش ! زبان ! دست ! پا ! ... در راه خودش خرج می کنیم؟ بیش از اونکه خدا دوستمون داره دوستش داریم؟!!! که خود خدا گفته " اگر بنده ام می دانست که من چقدر او را دوست میدارم هر آینه از شوق جان میداد...!! "
با اینکه می دونیم عالم محضر خداست و می دونیم که خدا گفته " نحن أقرب الیه من حبل الورید... " و ازین مورد احادیث زیاد دیدیم که : " ما از همه ی خبرهای شما آگاهیم و چیزی از خبرهای شما از ما پنهان نیست.( امام زمان عج)" ، کاری می کنیم که خدا دوست داره و نمی ذاریم ازمون برنجه؟!!
اگر حاجتی ازش خواستیم و نداد میگیم الهی رضا بقضائک ؟ و یا همش غر می زنیم و شکایتش رو می کنیم؟ ...که خودش گفته : " ادعوا ربکم تضرعا و خفیه انه لا یحب المعتدین _ 55 اعراف "
حالا کی عزیزه و کی باید عزیز باشه؟!!!...
بهتره بیشتر فکر کنیم!
" و ماالحیاه الدنیا الا لعب و لهو و للدار الاخره خیر للذین یتقون افلا تعقلون ؟ _ 32 انعام "